سيد احمد على خسروى

442

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

ورم خصيتين كند بمالند بخصية از مطبوخ بزر البنج و يا داخل لواشك مذكور دو مثقال بزر البنج نمايند و اگر ورم بزرگ نباشد و يا ورم غانغرايائى نباشد اكتفا كنند در خون گرفتن بانداختن زلو در اشخاص بزرگ پنج دانه و در دوازده سال سه دانه و بچّه دو سال يك دانه و برحسب قوة مريض عدد انداختن زلو كم و زياد خواهد شد و اين حقير در ورم‌هاى گرم و بو غانغرايا يا مرنج كه سياه‌زخمش مىگويند باشند بانداختن زلو در سه روز كه هرروزى پنج دانه الى ده دانه در مرنج ارسال علق ( زلو ) مىنمايم ضيق تليين طبيعت و تبريد ظاهر ورم بدواهاى سردمزاج مثل كافور با آب گشنيز و معالجه مىشوند و احتياج بفصد نميافتد در اكثر و اگر ورم خصية رو بتحليل رفت بهتر چيزى كه او را تحليل به‌برد اين است كه بگيرند از مويز هسته بيرون كرده دو جزء و از زيره يك جزء بكوبند « 2 » بكشند بالاى كهنه و بخصية بالاى ورم اندازند چند روز تا مادّه ورم تحليل رود و يا كلم را بسوزانند و خاكسترش را با سفيده تخم مرغ مخلوط كنند مثل مرهم شود بيندازند بالاى كهنه و بكشند روى ورم خصية تا ده روز و يا بيشتر تا وقتى كه ورم رفع شود و اگر ورم خصية رو بجراحت رود از منضج مذكور بيندازند تا جراحت شود و پس از نرم شدن كمى مقدار نيم مثقال از نمك سائيده داخل زرده تخم‌مرغ كنند و بگذارند بالاى ورم تا دهن باز كند و پس دهن باز كردن اگر زخم ريشه دارد از كتيراى گون و گل ارمنى از هريك دو مثقال بكوبند و داخل سفيده تخم‌مرغ كنند مانند مرهم شود صبح و عصر بگذارند بالاى ماده و ريشه زخم يا مغز حرام تا ريشه زخم بيرون آيد پس از آن معالجه كنند زخم آن را بمرهم دا خليون اسود مذكور و بعضى اوقات دهن كوچك باز مىكند و جراحت داخل زخم مانده زخم بهبودى و ملتحم نمىگردد پس در چنين حال درصورتىكه مريض طاقت

--> ( 2 ) با لعاب اسفرزه بهم زنند